تداوم جنگ هفتماهه با ایران، گسترش حملات به خطوط لوله راهبردی شبهجزیره عربستان و تسلط کامل بر تنگه بابالمندب، سازوکارهای ضربهگیر بازار جهانی انرژی را فروپاشیده و خطر انفجار بهای نفت تا ۲۰۰ دلار را در آستانه فصل سرما پیش روی جهان قرار داده است؛ واقعیتی که نشان میدهد کارزار فشار حداکثری و لفاظیهای تند کارایی خود را از دست دادهاند و واشنگتن برای جلوگیری از یک رکود اقتصادی ویرانگر چارهای جز پذیرش راهحل دیپلماتیک ندارد.
به گزارش خبرآنلاین، ریچارد هاس، رئیس بازنشسته شورای روابط خارجی آمریکا و کارولین کیسان، استاد مرکز امور بینالملل دانشگاه نیویورک در یادداشتی تحلیلی و راهبردی برای نشریه «فارن افرز» نوشتند که جنگ با ایران پس از گذشت ۶ ماه از فاز اخلال کنترلپذیر خارج شده است.
نویسندگان تصریح کردند در نیمه نخست نبرد، بسته شدن تنگه هرمز هرچند گلوگاه عبور ۲۰ درصد تجارت الانجی و بخش عمده نفت خلیج فارس را مسدود ساخت، اما اقتصاد جهان با تکیه بر سازوکارهایی اضطراری موفق شد از سقوط فوری نجات یابد.
بر اساس این ارزیابی، پیش از جنگ روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از هرمز عبور میکرد و بین ۱۳۰ تا ۱۵۰ کشتی تجاری در روز تردد داشتند، اما در ماه اوت صادرات به نصف تقلیل یافت و در برخی روزها تردد کشتیها به کمتر از ۱۰ فروند در روز سقوط کرد.
در آن مقطع، عرضه روزانه ۱.۴ میلیون بشکه نفت اضافی توسط کشورهایی چون آمریکا، برزیل، کانادا، گویان و آرژانتین، همراه با آزادسازی بیسابقه ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک ۳۲ کشور عضو آژانس بینالمللی انرژی، توانست بازار را پس از جهش اولیه نفت به ۱۲۵ دلار در ماه آوریل، در کانال ۸۰ تا ۹۰ دلار مهار کند.
همچنین چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت با کاهش واردات دریایی از ۱۱ به ۷ میلیون بشکه در روز، فعالسازی ذخایر ۱.۴ میلیارد بشکهای، کاستن از خوراک پالایشگاهها و محدود کردن صادرات گازوئیل، نقش یک واردکننده ضربهگیر را ایفا کرد تا از شوک حادتر جلوگیری کند.
چرا سازوکارهای مهار بحران انرژی از کار افتادهاند؟
هاس و کیسان یادآور میشوند که طرفین در ماههای اولیه نوعی خویشتنداری متقابل مبتنی بر دکترین «نابودی تضمینشده متقابل» را رعایت میکردند.
به جز موارد استثنایی مانند حمله اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی و پاسخ ایران با حمله به پالایشگاه راسلفان قطر—که ۱۷ درصد صادرات گاز مایع دوحه را برای سالها از کار انداخت—بخش عمده بیش از ۸۰ تاسیسات مورد هدف قرار گرفته در منطقه آسیب ساختاری مهلکی ندیدند.
واشنگتن تحت فشار پایتختهای عربی از حمله گسترده به نفت و گاز ایران خودداری کرد و تهران نیز با آگاهی از اینکه اقتصادش به شریان نفت متکی است، از فلج ساختن کامل میادین همسایگان چشمپوشید.
اما اکنون این موازنهها به شکلی برگشتناپذیر شکسته شدهاند.
حملات پهپادی نیروهای عراقی مورد حمایت ایران به خط لوله استراتژیک «شرق به غرب» عربستان، این شاهراه را که روزانه ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکرد از مدار خارج ساخت.
همزمان نیروهای انصارالله یمن با تسلط بر بندر راهبردی مخا و جزایر کلیدی تنگه بابالمندب، این گذرگاه را نیز ناامن کردهاند؛ رویدادی که به جهش بهای نفت تا ۱۱۰ دلار در ماه سپتامبر انجامید و بستن دو آبراه حیاتی منطقه، احتمال رسیدن قیمت نفت به ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار را کاملاً واقعی کرده است.
نویسندگان تاکید میکنند که تمامی ابزارهای ضربهگیر مصرف شدهاند؛ ذخایر استراتژیک آمریکا به زیر ۳۰۰ میلیون بشکه رسیده که پایینترین رقم از دهه ۱۹۸۰ است، پالایشگاههای آسیا و چین با بحران جدی خوراک و جهش کمسابقه بهای گازوئیل به بالای ۲۰۰ دلار در اروپا و آمریکا روبهرو هستند و افزایش هزینههای سوخت و کود کشاورزی موجی از اعتراضات مردمی را از پرتغال تا اندونزی و فیلیپین به راه انداخته است.
شکست سیاست زورآزمایی و الزامات بازگشت به میز دیپلماسی
تحلیلگران ارشد فارن افرز خاطرنشان میسازند که هفت ماه بمباران هوایی، تحریمهای همهجانبه و محاصره دریایی بنادر هیچ نشانهای از تسلیم یا فروپاشی ساختار حاکمیتی در تهران پدید نیاورده است.
دولت ایران با اتکا به درآمدهای انباشته، فروش محدود انرژی و پشتیبانیهای مسکو و پکن عزم راسخی برای ادامه نبرد نشان میدهد و لفاظیهای تهاجمی نظیر اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل و تهدید به «نابودی کامل» ایران، تغییری در محاسبات سران تهران ایجاد نخواهد کرد.
از سوی دیگر، هزینههای انسانی، فرسودگی تسلیحاتی پنتاگون و آسیب به اعتبار امنیتی واشنگتن نزد شرکا به نقطهای غیرقابلقبول رسیده است.
به باور هاس و کیسان، عقلانیترین مسیر پیش رو بازگشت فوری به دیپلماسی است؛ روندی که نباید صرفاً به احیای تفاهمنامه معیوب ژوئن محدود شود، بلکه باید چارچوبی جامع را برای توقف درگیریها تعریف کند:
-
آتشبس متقابل و فراگیر: توقف فوری تمامی حملات علیه تاسیسات انرژی از سوی آمریکا، اسرائیل و متحدان عربی در برابر پایان عملیاتهای تلافیجویانه ایران و گروههای همپیمان در منطقه.
-
بازگشایی و مدیریت تنگه هرمز: لغو کامل محاصره دریایی بنادر ایران در ازای توقف مینگذاری و حملات به نفتکشها در هرمز؛ نویسندگان پذیرش دریافت حق عبور توسط ایران را واقعیتی گریزناپذیر دانسته و پیشنهاد میکنند سازوکاری مشترک با مشارکت تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس (شامل ایران، عربستان، امارات، قطر، کویت، عمان، بحرین و عراق) برای نظارت بر ترانزیت ایجاد شود.
-
آتشبس جداگانه ریاض و یمن: ترغیب عربستان به پذیرش مصالحه سیاسی با انصارالله و اعطای سهمی از درآمدهای اقتصادی برای تامین امنیت پایدار در دریای سرخ.
-
بسته مشوقهای اقتصادی: آزادسازی مدیریتشده داراییهای مسدودشده، لغو مرحلهای تحریمها و ارائه کمکهای بازسازی مشروط به عدم تغییر در وضعیت برنامههای هستهای تهران.
نویسندگان در پایان تصریح کردند اگرچه کاخ سفید به دلیل پرداخت هزینههای سنگین و دادن امتیاز برای پایان دادن به جنگی خودساخته هدف انتقادهای تند داخلی قرار خواهد گرفت، اما مهار تورم انرژی، رفع سایه شوم رکود جهانی و بازسازی انبار مهمات ارتش آمریکا، دستاوردهایی حیاتی هستند که ترامپ میتواند با بهرهگیری از آنها پایان این ماجراجویی پرهزینه را به عنوان یک پیروزی سیاسی به رایدهندگان خود معرفی کند.
۴۲/۴۲
کد مطلب 2278734
-
وقتی روایتهای متناقض، جای اصل ماجرا را میگیرد
-
چگونه نتانیاهو ۱.۵ میلیون شِکِل را دو روزه در واشنگتن خرج کرد؟
-
خروج جنگ از فاز اخلال کنترلپذیر / ریچارد هاس: عقلانیترین مسیر بازگشت فوری به دیپلماسی است / تهدید به نابودی تغییری در محاسبات ایران ایجاد نمیکند
-
موضع گیری واشنگتن درباره روند خروج نظامیان آمریکایی از عراق
-
اختلاف بر سر آتشبس؛ آمریکا به فرمانده ارتش سودان ویزا نداد
-
افشای چراغ سبز آمریکا برای برکناری بن نایف
-
علیاکبر صالحی: چرا پزشکیان نباید در مجمع عمومی شرکت کند؟ / انشالله اتفاقی برای ایشان نمیافتد
-
نتانیاهو اظهارات مکرون را محکوم کرد
-
قمار ترامپ با جنگ ایران در آستانه انتخابات کنگره / قدرت بودجه در برابر فرماندهی کل قوا / پیام فتح سنا برای تهران و تلآویو
-
وقتی روایتهای متناقض، جای اصل ماجرا را میگیرد